محمد تقي جعفري

113

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

حقيقت و علَّت وجودى يك موجود گرفته تا بررسى كلّ مجموعى هستى در تمام ابعاد آن شامل مىشود ، كسانى كه در تاريخ بشر ، فلسفه مىجويند و يا بعبارت ديگر فلسفهء تاريخ بشر را مىجويند واقعا مىخواهند حقيقت و علَّت وجودى و نتائج رويدادها و تحوّلات تاريخ را درك كنند و تاريخى را كه بشر آن را پشت سر گذاشته و بلكه تاريخى را كه بشر در آينده بر خود خواهد ديد ، در برابر خود نهاده ، همهء سطوح و ابعاد آن را بفهمند . در اين مبحث نخست ما بايد اين نكته را مطرح كنيم كه آيا ما در صدد شناخت فلسفهء كلّ مجموعى تاريخ هستيم ، يا فلسفهء برهه هائى از تاريخ از طرف ديگر آيا ما از تاريخ بشرى به اندازه اى قوانين علمى بدست آورده‌ايم كه بتوانيم تاريخ بشرى را با آن قوانين بدست آمده از تجربه‌هاى يقينآور ، مورد تفسير و تحليل قرار داده فلسفهء آن را بدست بياوريم ممكن است عقيدهء بعضى از متفكَّران چنين باشد كه آرى ، ما مىخواهيم و مىتوانيم فلسفهء كلّ مجموعى تاريخ بشرى را بدست بياوريم ، همانطور كه فلسفهء حقوق و فلسفهء زيبائى ، اقتصاد و فلسفهء سياست را تحصيل مىنمائيم . اشكالى كه اين متفكَّران با آن مواجه مىباشند ، اينست كه شما چگونه مىتوانيد فلسفهء كل مجموعى تاريخ بشرى را كه در اين دنيا يك بار رخ داده است ، و هرگز تكرار نخواهد گشت بدست بياوريد بعبارت ديگر تاريخ بشرى تا همين لحظه كه من اين كلمات را مىنويسم از تحوّلات و رويدادهائى كوچك و بزرگ و نيك و بد ، زشت و زيبا تشكَّل يافته و اين تاريخ با اين خصوصيّات هرگز تكرار نخواهد شد و هر حقيقتى قابل تكرار نباشد قابل بررسى علمى نيست . اين يك مطلب جالب است ، ولى نمىتواند اثبات كند كه تاريخ بشرى قابل بررسى علمى نيست ، زيرا هر يك از اجزاء و عناصر تشكيل دهندهء تاريخ با ديگرى بطورى متباين و متخالف نيستند كه تحت هيچ جامع مشتركى قرار نگيرند ، بلكه اغلب اجزاء عناصر و تشكيل دهندهء تاريخ معلولاتى مستند به علل مشابه مىباشند و به همين جهت خود آن معلولات